عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

152

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

ابن جزرى از عبد الرحمن بن ابى ليلى روايت كرده است : « وقتى ياران ابن مسعود ، جمع مىشدند ، مصحف را مىگشودند و قرائت مىكردند و او براى آنها تفسير مىكرد . » « 1 » . شايد كسانى كه در مجلس او براى تفسير حاضر مىشدند ، گاهى از او تفسير را به عنوان قرائت بر مىگرفتند ، به ويژه اگر بدانيم كه در صدر اسلام ، بيشتر گرايش مردم به فهم كتاب خداوند بوده است تا توجّه و دقت به ظاهر و حرف حرف متن ، چون از جانب آنها ، اطمينان و اعتمادى به تفاوت كلام خداوند نسبت به غير آن وجود داشته و غير ممكن مىنموده كه اين كلام به هم در آميزند . امّا معناى اين سخن ، اين نيست كه بسيارى از اين قرائتها به اجازهء قرائت به حروف هفتگانه باز نمىگردد بلكه در واقع اين اجازه - قبل از اين كه عثمان آن را مقيّد كند - گاهى اوقات از بارزترين راههاى قرائت به حروف [ قرائتها ] متفاوت بوده است ، چه به آموزش قرائت و چه با موافقت از جانب پيامبر [ ص ] ؛ امّا وقتى مصحف عثمان نوشته شد و مسلمانان به آن اجماع كردند ، هر آنچه كه با مصحف عثمان [ امام ] متفاوت بود ، شاذ به حساب آمد و بايد در قرائت ترك مىشد و ديگر صحف سوزانده مىگشت . ابن مسعود ، بعد از رضايت به كار عثمان تا سال 32 هجرى قمرى ، مردم را در كوفه آموزش مىداد ، تا اين كه به مكّه كوچ كرد و در مسيرش به ربذه رسيد و شاهد وفات ابوذر بود و آن گاه به مدينه آمد و در پايان سال 32 هجرى قمرى ، يعنى سه سال قبل از قتل عثمان ، از دنيا رفت » « 2 » . اينها حوادثى است در رابطه با موضع ابن مسعود . امّا برخى اخبارى كه در بعضى از كتابهاى شيعى آمده است بر اين باورند كه ابن مسعود از مخالفت با عثمان تنها بعد از آزار و شكنجه‌اش توسط عثمان ، دست برداشت . طبرسى [ محدّث نورى ] مىگويد : بسيارى از دانشمندان اهل سنت مثل شهرستانى در الملل و النحل به نقل از نظام ، شكنجه و آزار ابن مسعود توسط عثمان را روايت كرده‌اند و شارح المقاصد [ سعد تفتازانى ] و شارح التجريد [ فاضل قوشچى ] هم آن را پذيرفته‌اند . شارح التجريد مىگويد : « وقتى عثمان

--> ( 1 ) ابن الجزرى ، غاية النهاية فى طبقات القراء ، ج 1 ، ص 495 . ( 2 ) همان و نيز : ر . ك : ابن الاثير ، الكامل فى التاريخ ، حوادث سال 32 هجرى قمرى .